تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
آدم ، باران ، آمرزش ...
 

نمی دانم

 گنجشک ها که شبیه هم هستند

 چگونه همدیگر را می شناسند

و نمی دانم

چند نفر شبیه من هستند

 که تو دیگر من را نمی شناسی!!!

اما

گنجشکها را نمی دانم

ولی تو

خودت را به "نمی شناسمت" زده ای.

 

 

یک جایی خوانده بودم :

"همه مان با همان قطره اول باران آمرزیده شدیم"

اما ظاهرا من جا مانده ام

از همان بارانی که گفتند

شاید آن لحظه ...

لعنت به همان لحظه که می دانی

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت17:11توسط امیر |