تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
لحظه ای با من باش ...
 

 

با من باش

 لحظه ای با من باش !

فقظ لحظه ای٬

برای رضایت دلی

که در گرفته ترین ناحیه بارانی اش٬

بار ها رو ییده ای...

 

دمی را با من باش !

پر تپش

از چشمانت می سرایم.

بی آنکه بخواهم

فاش می شوم.

 

بی آنکه بدانم

دل می بندم.

تو به عشق ناگزیری و

من ٬به تو!

 

با من باش !

در رنجش ثانیه های بی سرزنش٬

ترانه ای همرنگ چشمان بی غبار تو ٬

سپید می کنم.

روی غبار نفس های آینه ایت٬

با سر انگشتان لرزان و عاشقم!

نبض نگاهم را٬

قلم می زنم .

 

و با دلی به وسعت آسمان

ستاره ها را بر چشمانت٬

سنجاق می کنم.

 

فرصتی نمانده!

برایم حرف بزن.

شعری بخوان.

برای آمدنت که هیچ٬

برای بدرقه ات ٬

 رنگین کمان هم می میرد ...

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت9:57توسط امیر |