تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
روزهای بی تو ...

 

 

جای چشم‌های تو که خالی می‌شود


تفاوت از بین می‌رود


میان دیدن و نشنیدن و آمدن و نماندن...


*****


انگار زندگی تعصب‌اش را


از دست می‌دهد


نسبت به گل‌های شمعدانی و شب‌بو


که بپژمرند


*****


من


بی‌تو


هی مرگ را تجربه می‌کنم


و ظلمت را


و پوکی را


و به گیج ِ باد افتادن ِ چون بال ِ کنده‌شده‌ی سنجاقک


******


چه رخوتی دارد پاشدن از خواب


وقتی چشم‌های تو


در انتظار نباشد

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت20:15توسط امیر |