تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
برای مدتی هم که شده ...

 

باید باور کنم

که زندگی هم حدی دارد

باید باور کنم

امشب دیگر در راه خانه اگر

در پیاد ه رو دیدمش

خودم را به راه دیگر نزنم

به پس کوچه های نمی شناسمش

...

باید باور کنم 

که مرگ تنها برای همسایه خوب نیست

باید امشب حوصله ساعتم را

تا همان لحظه مقرر کوک کنم زیرا

نمی خواهم دیگر کسی را به زندگی نفرین کنم

شاید آن اندازه خودخواه شده ام

که خودم را برای خودم می خواهم

...

اما انگار

کسی یا چیزی

میانه من و زندگی را بر هم زده

کاش کسی پیدا می شد و می گفت

که من آش دهن سوزی نیستم .

و با بود و نبود من

آب از آب هیچ چشمی تکان نخواهد خورد

...

تو می توانی راضی اش کنی

شاید برای مدتی

.

.

.

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت17:43توسط امیر |