... و ایستاده بود
برای شیدا
... و ایستاده بود
عمیق و ساکت
و در طلائی چشمهایش
پرستو ها را می شمرد
در وسوسه دو بالش
به پرواز می اندیشید
...
می خواست با پرستو ها
همراه شود
اما حیف
که این قفس
از خیالهای زرینش می کاست
...
و ایستاده بود
ولی گوئی می شکست
و اندک اندک
به زانو در می آمد
او را پروازی نبود
اگر چه خاموش می شد
ولی با خیالی در تلاطم پرواز
...
سلام به همه دوستای خوبم که همیشه لطف می کنن و بهم سر می زنن و به بی معرفتی های من دیگه عادت کردن .
این پست برای شیداست که یکی از لایق ترین دوستانی که تو بلاگفا دارم، شیدا جون فردا روز تولدشه.
از طرف خودم و همه دوستانم بهش تبریک می گم و خواهش می کنم که از تصمیمش منصرف شه .
اینم آدرس وبلاگشه :
http://www.faslehejran.blogfa.com/
تا دوباره ...
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت11:0توسط امیر |


