سر درد تنهايي
آهای ببخشید
آقا٬ خانم
با شما هستم
می دانید چرا
من را به مرداب متهم کرده اند؟
اما انگار...
پرستوی درونم چشم به راه کوچ است.
حالا تکلیفم با سر نوشت چه می شود؟
دستهای نیازم را چه کنم
به کدام دست بسپارمش؟
...
چه سر درد عجیبی!!!
سنگینی دیوار بلند را که
بین من و یک آغاز٬
بین من و یک پرواز است
چگونه زیر آخرین بغض آسمان
در هم بشکنم ؟
بی خوابی ام را چه کنم؟
دیگر چرا می ترسانیم!!
می توانی پایت را از روی تنهاییم برداری؟
...
+نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت0:37توسط امیر |

