تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
كهكشان بي كسي من
 

من و زمين ... 

                                                                  

 

از دریا چه می دانی؟

من آن را در تنهایی ام یافته ام!

من می گویم:

شاید که دریا

اشک نشین چشمهای زمین است

پیداست که

روزگاری دور از چشم خدا و ستارگان بی شمارش

زمین٬ نا خواندگی اش را در کهکشان بی کسی گریسته.

 

اما در این میانه

در هیاهوی هق هق و گریه

تنها دستمال سپید ابر

اشک های زمین را

از کنجکاوی نگاه ماه پنهان می کند...

 

خوش بحال زمین که ابر  را دارد

این عمده تفاضل من و زمین است.

 

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت11:27توسط امیر |