تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
برای تو که ...
 

آمدی و دل را محرم اسرار شدی

ساده وارد شدی و همدم و غمخوار شدی

دل افسرده من را تو شدی مرهم درد

اتفاقا" به غم من ٬ تو گرفتار شدی

من به دنبال تو فریاد زنان می گشتم

تو ولی ساده و آرام پدیدار شدی

همه شب در انتظارم که مرا دریابی

بر دل خسته عشقم تو پرستار شدی

حضرت عشق مرا دولت عشقم دادی

گوئی از خودسری ام خسته و بیزار شدی

تو که گرمای صدایت برده ام هوش و حواس

از چه رو بهر جفای من وفادار شدی؟

دلکم چقدر غبطه به دل پاک تو خورد

کاش هرگز تو نگوئی که  گرفتار شدی!

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت0:48توسط امیر |