تبليغاتX
ساده ام مثل سایه

ساده ام مثل سایه

به سراغ من اگر می آئید،دیگر آهسته نیائید لیکن اکنون چه ترکهای عمیقی دارد، چینی نازک تنهائی من
و تو چه دانی که شب قدر چه شب عظیمی است...

 

و تو چه داني كه شب قدر چه شب عظيمي است...

 

اِنّا اَنزلناه فی لیله القَدر

 

وَ ما ادرکنا ما لَیلَهُ القدر

 

لیله القدر خَیرٌ مِن الفِ الشّهر

 

تنزّل الملائکه و الرّوح

 

فیها باذن رَبّهِم مِنْ کُلِّ اَمرْ

 

سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطلَعُ الفجر

 

  التماس دعا ...

 

و تو چه دانی که شب قدر چه شب عظیمی است...

 

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت0:31توسط امیر |
برگشتم البته اگه کمکم کنید...
 

سلام دوستای خوبم

از همه دوستای خوبم شرمندم که بی معرفتی کردم و بهشون سر نزدم .

راستش خودمم نفهمیدم چه بلایی سرم اومد. یه تشکرویژه از اون دوستایی که تو این مدت بهم زنگ زدن و تنهام نذاشتن و از همه اونهایی که با نظرای همیشه خوشکلشون قدرت برگشتن رو به من دادن.

همتون رو از ته قلبم دوست دارم. اینقدر زیادید که نمی تونم اسم همتون رو بنویسم :شیما جون٬ پانی٬ مریم ٬انیسا ٬ محمد حسین ٬  فرشته ٬ندا ٬بهنام ٬ ستاره ٬ عاطفه ٬ فرنوش٬ آیدا٬ سارا٬ نانسی ٬ نرگس ٬ مینا ٬ ساناز ٬ امیر و سارا ٬ ژیلا ٬ سینا و بردیا ٬ پریا ٬ مدیسا ٬ گیلدا ٬ سمیه ٬ پروانه ٬ و هاله و ...

... راستش فکرمیکردم که تنهام ولی دقت که می کنم میبینم خیلی دوست خوب دارم که میتونم بهشون فکر کنم.

الان شمالم ٬ واسه دانشگاه اومدم نه تفریح اما جای همه خالی .

سعی میکنم دوباره شروع کنم . میخوام خواهش کنم که تنهام نذارید.

یا علی...

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت20:50توسط امیر |